السيد الطباطبائي ( مترجم : علوى )

62

على ( ع ) و فلسفه الهى ( فارسى )

و از لطيفترين بيانات آن حضرت در اين مقوله سخن ديگر آن بزرگوار است كه فرموده : « لا يشمل بحدّ و لا يحسب بعدّ و انّما تحدّ الأدوات انفسها و تشير الآلات إلى نظائرها » . « 1 » « مشمول حد و تعريفى واقعى نمىشود و تحت شمارش هم نمىآيد ؛ چون ممكنات هستند كه محدود به ماهيّات ويژهء خودند و پديده‌هاى مادّى هستند كه به امثال خود اشاره مىكنند ( يا با حدّ منطقى به آنها اشاره مىشود ) » . حاصل سخن اين‌كه : مثل انسان در شناخت خداوند سبحان مثل آن‌كسى است كه دو دست خويش را به آب دريا نزديك كند و بخواهد از آن تناول نمايد ، او فقط مىخواهد آب بنوشد و ابدا مقدار براى او مطرح نيست الّا اين‌كه بيشتر از اندازهء دو دستش نمىتواند از دريا آب بردارد . امام عليه السّلام اين قصور و ناتوانى عقل را از ادراك ذات حق ، معرفت و شناسايى خوانده « 2 » كه از ابتدايىترين مرحله آغاز مىشود و در مرحلهء پنجم كه حدّاكثر شناسايى ممكن است ، پايان مىپذيرد .

--> - او منبع علم و قدرت است نه اين‌كه زمانى عالم نبوده بعد عالم و دانا شده است و يا نسبت به چيزى قادر نيست و نسبت به چيز ديگر و يا در وقت ديگر ، داراى قدرت مىباشد . ( 1 ) - نهج‌البلاغهء فيض الاسلام / خ 228 : 742 . ( 2 ) - و اين همان است كه گويند : « درك العجز عن الإدراك ، ادراك ؛ احساس ناتوانى و درماندگى از درك ، خود نوعى درك و شناخت است » .